شنیدم با خدایت عهد بستی
همان جایی که بر خاکم نشستی
و گفتی چله می گیرم برایت
ولی پیمان خود را هم شکستی
شکایت هم ندارم در کنارم
هنوزم ماه شب هایم تو هستی
امیدی بر دعایت هم ندارم
در این هنگامه ی کوتاه دستی
گرفته است قلب خورشید از دعایم
و می گوید که خیلی خود پرستی
عجیب است آسمان هم گریه سر داد
ببین بغض خدا را هم شکستی



نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد؟
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت؟
ولی بسیار مشتاقم، که از خاک گلویم سوتکی سازد.
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازی گوش
و او یک ریز و پی در پی، دم گرم خوشش را بر گلویم سخت بفشارد،
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد.
بدین سان بشکند در من، سکوت مرگ بارم را! "دکتر علی شریعتی"
عجیب گفته است دکتر. و چه خوش آرزویی....

|
یکی را دوست میدارم ولی افسوس که او هرگز نمیداند نگاهش میکنم شاید بخواند از نگاهم که او را دوست میدارم ولی افسوس که او هرگز نمی خواند. شبی پرسیدمش بابی قراری به غیر از من کسی را دوست داری؟ به چشمش اشک شد از شرم جاری میان گریه هایش گفت آری. |

زن وشوهر جواني سوار برموتورسيکلت در دل شب مي راندند.
انها از صميم قلب يکديگر را دوست داشتند.
زن جوان: يواشتر برو من مي ترسم
مرد جوان: نه ، اينجوري خيلي بهتره!
زن جوان: خواهش مي کنم ، من خيلي ميترسم
مردجوان: خوب، اما اول بايد بگي دوستم داري
زن جوان: دوستت دارم ، حالامي شه يواشتر بروني
مرد جوان: مرا محکم بگير
زن جوان: خوب، حالا مي شه يواشتر بروني؟
مرد جوان: باشه ، به شرط اين که کلاه کاسکت مرا برداري و روي
سرت بذاري، اخه نمي تونم راحت برونم، اذيتم مي کنه
روز بعد روزنامه ها نوشتند
برخورد يک موتورسيکلت با ساختماني حادثه آفريد.در اين سانحه
که بدليل بريدن ترمز موتور سيکلت رخ داد،
يکي از دو سرنشين زنده ماند و ديگري در گذشت
مرد جوان از خالي شدن ترمز آگاهي يافته بود پس بدون اين که زن
جوان را مطلع کند با ترفندي کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت
و خواست براي آخرين بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش
رفت تا او زنده بماند !!!



خدیجه دده بالا که بعدها با روی آوردن به خوانندگی نام هنری مهستی را برای خود برگزید، در سال 1946(1316) متولد شد. در نوجوانی استعدادش برای خوانندگی توسط پرویز یاحقی کشف شد.
نخستین آوازهای او در مجموعه گلها به کارهای او اعتبار بخشید و او را به خواننده ای محبوب در دهه های چهل و پنجاه بین مردم بدل ساخت و به علاوه راه را برای ورود خواهر بزرگترش، هایده به عالم خوانندگی نیز باز کرد.
کمی پس از انقلاب اسلامی ایران، وی به بریتانیا رفت و پس از چند سال به آمریکا مهاجرت کرد. در سال 2005 نیز در این کشور توسط جمعی از ایرانیان از وی برای 35 سال فعالیت در زمینه موسیقی سنتی و پاپ ایرانی تقدیر به عمل آمد.
از وی 35 آلبوم موسیقی منتشر شده که اغلب آنها با استقبال روبرو شده است.
مهستی در سن شصت سالگی به دلیل ابتلا به سرطان روده در لس آنجلس درگذشت.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
روحش شاد![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

اگه می خوای بری.....
اگه می خوای بری برو،از تو دوباره می گذرم
نگاه به گريه هام نکن،من از تو بی وفاترم
تو اشتباه عمرمی که ديگه تکرار نمی شی
اين دفه ديگه برنگرد،تو واسه ما يار نمی شی
نه غم می خوام نه خاطره فقط بذار رها بشم
تو اين غريبی نمی خوام مجنون قصه ها بشم
از توی قصه هام برو ديگه تو فکر من نباش
تموم کن اين غائله رو نمک رو زخم من نپاش
هميشه بی گناه تويی ،هميشه تقصير منه
نگاه بی وفای تو هميشه طعنه می زنه
بازم دارم می بخشمت،اين اشتباه آخره
گذشتم از گناه تو ولی خدا نمی گذره


عشق اشکی است که خشک می شود
لبخندی است که محو می شود
یادی است که در عالم فراموش تابی می ماند
عشق رنج و آرزوست
برای رنج صبور باش و برای آرزو لبخند بزن.